تبليغاتX
بلندی های بادگیر - اسب سوار


میان دو زمان می تاخت
یال و دم اسبش از موهای سرخ زنی بود
هوا
دهان های بی شماری
که بوسیده بود

دانه های برف بودم
اطراف هاله ی تنش
باد بودم در جهت مخالف

به پشت سرش که نگاه می کرد
رسیده بودم
انگوری سرخ
میان برف ها

+ نوشته شده توسط کتایون ریزخراتی در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 17:51 |