تبليغاتX
بلندی های بادگیر


مثل شهرهای جنگ زده
پر از مین‌ام
و دکترها
بیمارستان ها را رها کرده اند

پر از بچه های یتیم ام
و هر لحظه
دیواری خراب می شود
زنان از ترس
کودکان خود را سقط می کنند

خودم را به تو نشان می دهم
سوختگی نخل هایم
ویرانی پل ها
و کامیونی که آذوقه به اندازه ی کافی نیاورده است

بیرون من
تا مسافت دوری
هنوز
بمب های عروسکی منفجر می شود

شهر خالی شده
بوته های خار
مثل سربازان مهاجم
پیش روی می کنند

+ نوشته شده توسط کتایون ریزخراتی در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 11:13 |